تبليغاتX
حرفهای بی سر وته
حرفهای بی و سروته که دیگر نیازی به شرح و توضیح و تفسیر ندارد خودت بخوان !
 

 

سلام بر همه خوانندگان این وبلاگ و رانندگان اتوبوسهای درون شهری و برون شهری و تاکسی سرویس و هواپیما و گاری و امثالهم و ... . راستش را بخواهید کار یک مقداری سخت شده . چون هم خودم گرفتارم و هم دست تنها . هم سوژه ها ته کشیده ( یعنی خداییش فرصت فکر کردن به سوژه را ندارم ) این یونس کله خر هم رفت قاطی مرغا .

من ماندم و این وبلاگ پریشان و حرفهای بی سر و ته . راستی تر آنکه این وبلاگ را همین یونس دیوانه تغذیه می کرد . ایده ها از او بود . یعنی بیشتر ایده ها و سوژ ه ها را او میداد . حالا که از « مفردی » در آمد و « جمع » شد . تازه چند وقت دیگه صیغه مبالغه هم می شود . احتمالا یک مسافر کوچولو توی راه دارد که بزودی میرسد.

فکر می کنم با یک سبیل کلفت و پرپشت عینهو خودش به دنیا بیاید . به هر حال با سبیل یا بی سبیل مبارک است .

تازه ممکن است بنده هم زیر سبیلی بشوم عمو . یا بقولی « عمو خوانده » مثل پدر خوانده . اما فرقش اینست که بنده هیچ حوصله بچه های فسقلی با سبیل از بنا گوش در رفته را ندارم . عمو هم بی عمو .

این از این . اما  از آنطرف قضیه که نگاه کنیم . بد هم نیست چون بنده قصد دارم اگر خدا بخواهد بار و بنه را بردارم و به جای دیگری نقل مکان کنم . این وبلاگ هم بصورت نیمه افراشته در می آید . اصلا پیشکش خود یونس . هر وقت مطلب آورد برایش نصب میکنم . ولی گمان نکنم . آقا یونس از اولش هم حوصله نوشتن نداشت حالا که دیگر وظایف عمومی و خصوصی اش سنگین تر شده . به هر حال من شاید به یک جایی دیگری مثل پرشین بلاگ بروم .آنجا دیگر ایده  از خودم سوژه از خودم و چرت پرت نوشتن از خودم . مسئولیتش هم با خودم . بالاخره هر مدیری باید جوابگوی حرفهای مفتی که میزند باشد . همینطوری که نمی شود . دهانت را باز کنی هر چه میخواهی بگویی و بعد هم هیچی به هیچی ؟

اینهم بماند . اگر خواستم بروم حتما خبر میدهم . یک اطلاعیه سنگین و وزین توی یاهو و گوگل و یوگل و خلاصه سایتهای معتبر جهانی می فرستم تا آن کسانی که منتظر دیدن افاضات این بنده حقیر هستند . از نگرانی پس نیفتند و سنکوب نکنند و از غصه هجران این وبلاگ تو دل برو و حرفهای صد تا یک غاز قشنگ مشنگ من محروم شده اند ، ریق رحمت را سر نکشند و خونشان بیفتد گردن این بنده حقیر مسکین سراپا تقصیر بی تقصیر ، که همین حالا هم بی تقصیرم . همه اش تقصیر یونس است که دورا دور ایستاده یا نمی دانم نشسته مرا تحریک می کند که بنویس بنویس . فردا هم اگر ننوشتم و کسانی از هجران این نوشته ها دق کردند به پای من ننویسید . اصلا به من چه .

می خواستم ادامه بدهم ولی مثل اینکه نمی شود زیاد وقت گذاشت چون نه شما وقت دارید چرت و پرت بخوانید و نه صلاح است که بنده زیاد دری وری بنویسم . پس تا مطلب بعدی گودبای.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 9:48  توسط عباس یخی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ای یه وبلاگی بود که تنها شروع کردم بعد یونس اومد با هم مطلب می نوشتیم .بعد که یونس رفت پی کارش مو هم بیشتر کشیده شدم طرف طنز .البته اونموقع طنزها همه اش در باره اشتباهات یونس بود . حالا در باره اشتباهات خودم . خو هر کسی تو زندگیش اشتباه میکنه . نمی کنه ؟ فرقش اینه که بعضی ها اشتباهات خودشونه می بینن بعضی ها هم اشتباهات خودشونه نمی بینن. فکر می کنن فقط دیگرون اشتباه میکنن و خودشون از آسمون افتادن اصلا فرشته هستن . اسم وبلاگ هم گذاشتم حرفای بی سر و ته . درست مثل زندگی خودم که معلوم نیست چی به چیه . هر چیزی ممکنه اینجا بنویسم . خوب یا بد بستگی داره به ای که اون روز حالم خوش باشه یا نباشه . اصلا آبادان که از دست رفت دیگه هیچ چی برام مهم نیست .
مو بچه شطم . سبیل هفت خطم .

نوشته های پیشین
آذر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
خالو راشد
خاگينه
چرکنویسهای یک دیوانه
مدار 29 درجه
یک نکته از این معنی
آهنگ دیگر2 (شبانه)
وبلاگ هداک
وبلاگ ترشوک
رضا منصور نژاد
دست دوم
ما يكنفر
وبلاگ بوالفضول الشعرا
وبلاگ مرد رند
سهند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM