![]() |
![]() |
|
| حرفهای بی و سروته که دیگر نیازی به شرح و توضیح و تفسیر ندارد خودت بخوان ! |
|
توضيحاتي در خصوص تبرج اين روزها يكي از كلمات و اصطلاحات جديدي كه در « وباليغ » ( جمع چيني بند زده ) « وبلاگ» ، دهان به دهان ، يا به عبارتي وبلاگ به وبلاگ مي گردد، واژه عجيبي به نام تبرج است . از آنجا كه قرار است « پارسي را پاس بداريم » و چيز ديگري را پاس نداريم بخصوص واژه ها و عبارات نامانوس فرانسوي و انگليسي و روسي و غيره را ... . فلذا برآن شديم تا يك بررسي در اين خصوص بعمل آوريم . « تَبَرُج » واژه اي است « مُفَرَس » كه از لغات نا گجسته عربي وارد در زبان پاك و گجسته فارسي شده است . اولين بار در بخش تخصصي ساختمان بكار گرفته شد ، كه در انسيكلوپيدياي بزرگ جناب نحوي كبير دارقوزآبادي به معناي برج سازي ، بلند مرتبه سازي ، ساختمان بسيار بلند ، آسمانخراش و امثالهم آمده است . اين واژه با تغيير مفهومي اندكي در سيستم ارزشيابي كاركنان امور ديواني در دوره سلجوقي و منجوقي آمده است و آن به اين ترتيب بوده كه هركدام از كاركنان دفتري و ديواني كه داراي «برجستگي » خاصي بوده پاداش دريافت مي داشته و هرچه برجستگي بيشتر ، پاداش هم بيشتر ، از درهمي ... تا بدره اي زر . و يا تشويقي گرفتي و رتبت اداري بيشتر شدي . (نقل از تاريخ بيهقي ) .و اينها استفاده خوب و نيكو ومثبت از « برجستگي » باشد . اما همانطور كه همه چيز در حال تغيير است و كلمات و مفاهيم و مصداقهاي آنها نيز به مروز زمان تغيير مي كنند ، اخيرا گروهي از اراذل دست به استفاده ابزاري از اين واژه زده آن را از بخش ساختمان و ديواني مصادره كرده و در موارد خاصي « مصداقي » نموده اند يعني خودشان را مصداق جديد آن معرفي مي كنند . يعني برجسته نمودن برخي از اعضاي مباركه اجسام متحرك بر روي دوپا ، و اين يكي از مضرات براي منافع عام بوده و لازم است كه مدعي العموم اقدامي بنمايند ، چرا كه برجسته نمودن برخي از اعضا باعث مي شود كه ما جوانها چيزهايي ببينيم كه برايمان زود است و تحريك شويم و به انحراف كشيده شويم و كارمان به جاهايي خيلي خيلي باريك و تنگ و تاريك كشيده شود . لذا براي آنكه هر گونه ارتباط خود را چه سلبي و چه ايجابي با جمله « متبرجون » و «متبرجين» تكذيب نماييم و امكان اينكه در آينده نيز شبهه ارتباط با آنها نه براي خودمان و نه براي ديگران پيش نيايد ، از همين حالا تمام اعضاي برجسته اجسام مباركه را مشمول اصلاحات مي كنيم آنهم از نوع « قجري » ، حالا اين ضعيفه ها تبرج كنند تا چشمشان در بياد هيچ فايده ندارد و تحريكي ايجاد نخواهد شد . از طرفي اين جانب هرگونه ارتباط خود را با « متبرجون » برج ساز و « بساز و بنداز » تكذيب مي نمايد ، چارخونه هركس روي سرش خراب شد به بنده مربوط نيست ، يا اينكه از خروپف هاي همسايه نتوانست بخوابد باز هم به من مربوط نيست . و در آخر آنكه چون الاغ بنده از بچگي دم نداشته و خود بنده نيز بطور داوطلبانه و در كمال صحت و سلامت عقل خود را مشمول اصلاحات نموده ام ديگر هيچ كاري با هيچ كسي و هيچ ارتباطي با هيچكس حتي خودم نخواهم داشت و هر كه هرچي گفت تكذيب مي شود ، حتي خودم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم دی 1386ساعت 10:30 توسط عباس یخی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
ای یه وبلاگی بود که تنها شروع کردم بعد یونس اومد با هم مطلب می نوشتیم .بعد که یونس رفت پی کارش مو هم بیشتر کشیده شدم طرف طنز .البته اونموقع طنزها همه اش در باره اشتباهات یونس بود . حالا در باره اشتباهات خودم . خو هر کسی تو زندگیش اشتباه میکنه . نمی کنه ؟ فرقش اینه که بعضی ها اشتباهات خودشونه می بینن بعضی ها هم اشتباهات خودشونه نمی بینن. فکر می کنن فقط دیگرون اشتباه میکنن و خودشون از آسمون افتادن اصلا فرشته هستن . اسم وبلاگ هم گذاشتم حرفای بی سر و ته . درست مثل زندگی خودم که معلوم نیست چی به چیه . هر چیزی ممکنه اینجا بنویسم . خوب یا بد بستگی داره به ای که اون روز حالم خوش باشه یا نباشه . اصلا آبادان که از دست رفت دیگه هیچ چی برام مهم نیست .
مو بچه شطم . سبیل هفت خطم . |
| پیوندها |
|
خالو راشد خاگينه چرکنویسهای یک دیوانه مدار 29 درجه یک نکته از این معنی آهنگ دیگر2 (شبانه) وبلاگ هداک وبلاگ ترشوک رضا منصور نژاد دست دوم ما يكنفر وبلاگ بوالفضول الشعرا وبلاگ مرد رند سهند |
|
RSS
|