تبليغاتX
حرفهای بی سر وته
حرفهای بی و سروته که دیگر نیازی به شرح و توضیح و تفسیر ندارد خودت بخوان !

سلام دوستان

در راستا و درازا و پهناي واژه شناسي و لغت شناسي ، امروز به معرفي يك لغت يا به تعبيري يك اسم مي پردازيم كه براي شما بسيار آموزنده خواهد بود . اين اسم خيلي هم معروف هستش ، بطوريكه خواننده معروف در پيتي آباداني هم گفته :

از آبادان اومدوم لوس آنجلس .

بله ، منظور همين « لوس آنجلس » است. ظاهرا اسم است اما در اصل بيش از اين حرفهاست . اين در اصل يك جمله كامل است كه به تجزيه و تحليل آن ميپردازيم.

لوس : اسم است ، و صفت هم هست ، براي آدمهايي كه صفت ناجوري دارند و زياد ناقلا و فضول هستند.

آونجا : اسم است و قيد مكان يعني يك جايي مشخص براي فردي مشخص.

اجلس : فعل است يعني انجام عملي ، كه آن عمل عبارت از نشستن مي باشد.

 

همانطور كه مشهور است در تاريخ بيهق و سبزآباد نيز آمده كه در گذشته مردمان بسيار زياد فراوان با فرهنگي در اينجا زندگي ميكردند ، اما بعضي وقتها آدمهاي بي تربيت و بي فرهنگ هم بين آنها پيدا ميشد . اين آدمها ي بي تربيت و بي فرهنگ كه مخل جامعه بودند را مي گرفتند و به تبعيد مي فرستادند . در آن دوره كه قاره امريكا هنوز اختراع نشده بود ، يكي از شاهان سلسله پيشداوريان كه گويا نامش جمشيد بوده و بعدا آمد با مهران مديري روي يك تخت نشست

 و تخمه ميشكستند و بارون مي اومد

 صداش تو ناودون ميوامد

بي بي جون قصه مي گفت

قصه سر بسته ميگفت

قصه سبز پري ، زرد پري

....

ووووووو ... يادم رفت چه ميگفتم . آها . همين آق جمشيد امريكا رو اول اختراع ميكنه ، بعد كشفش ميكنه ، بعد كه مي بينن جاي خوبي برا آدماي بد و تبعيدي هستش ميان آدماي بد را مي فرستن اونجا و چون حاكم يمن كه دست نشانده ايشان بوده مسئول ارسال مراسلات و پست كردن تبعيديها بوده ، براي اولين بار كه يك گروه كارآموز تبعيدي اعزامي را مي برند آنجا خودش هم همراهشان ميرود و با حاكم آنجا كه از سرخپوستان پاپشمي بوده قرار داد مي بندد كه اين تبعيديها در همان صحرا بمانند و زندگي كنند و اگر هم نخواستند زندگي نكنند ديگر ميل خودشان است . وقتي به «آونجا » ميرسند ، يكي از تبعيديها بلند ميشود و ميگويد حالا چه كنيم و مسئول گروه هم به زبان خودش ميگويد « لوس آجلس » يعني آدم لوس پر رو ننر بشين . بعد يارو مي پرسد كجا؟ ميگويد : اونجا .

و همين شد كه اسم « اونجا » شد « لوس اونجا اجلس » و قرنها بعد به دليل كثرت استعمال تبديل شد به « لوس آنجلس » .  

اميدوارم از درس امروز لذت برده باشيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 13:42  توسط عباس یخی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ای یه وبلاگی بود که تنها شروع کردم بعد یونس اومد با هم مطلب می نوشتیم .بعد که یونس رفت پی کارش مو هم بیشتر کشیده شدم طرف طنز .البته اونموقع طنزها همه اش در باره اشتباهات یونس بود . حالا در باره اشتباهات خودم . خو هر کسی تو زندگیش اشتباه میکنه . نمی کنه ؟ فرقش اینه که بعضی ها اشتباهات خودشونه می بینن بعضی ها هم اشتباهات خودشونه نمی بینن. فکر می کنن فقط دیگرون اشتباه میکنن و خودشون از آسمون افتادن اصلا فرشته هستن . اسم وبلاگ هم گذاشتم حرفای بی سر و ته . درست مثل زندگی خودم که معلوم نیست چی به چیه . هر چیزی ممکنه اینجا بنویسم . خوب یا بد بستگی داره به ای که اون روز حالم خوش باشه یا نباشه . اصلا آبادان که از دست رفت دیگه هیچ چی برام مهم نیست .
مو بچه شطم . سبیل هفت خطم .

نوشته های پیشین
آذر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
خالو راشد
خاگينه
چرکنویسهای یک دیوانه
مدار 29 درجه
یک نکته از این معنی
آهنگ دیگر2 (شبانه)
وبلاگ هداک
وبلاگ ترشوک
رضا منصور نژاد
دست دوم
ما يكنفر
وبلاگ بوالفضول الشعرا
وبلاگ مرد رند
سهند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM