تبليغاتX
حرفهای بی سر وته
حرفهای بی و سروته که دیگر نیازی به شرح و توضیح و تفسیر ندارد خودت بخوان !
آیا شعر فارسی مرد سالار است ؟

ديشب داشتم با خودم فكر ميكردم ، چرا همه كساني كه شعري در موردشان سروده شده يا ترانه اي بنامشان خوانده شده ، همه اسامي مونث است . به تعبيري گويا همه شعراي فارسي زبان مرد بوده اند ، و به تعبيري ديگر شعر فارسي ، شعر مردانه است و مرد سالار ( قابل توجه خانمها بخصوص از مدل و تيپ فمينيستي اش براي اقامه دعوي در سازمان ملل عليه شعر آنتي فمينه فارسي ) . بالاخره در اين شعرها و آن كسي كه مخاطب شاعر بوده مخصوصا يك زن زيبا روي سپيد روي مشكين موي و ... ( باز هم قابل توجه مبارزين عليه تبعيض نژادي _ چرا ضعيفه شريفه مورد نظر شاعر هميشه « سپيد روي » است و هيچگاه « سياه روي » نيست ) .

چرا شاعر اينهمه از «چشم » و « ابرو» و گيسو  و ساق و باغ  و پوست و دباغخانه و دل و قلوه و جگر و كشتارگاه سخن مي گويد ؟

مي دانيم كه بالاخره در اين مملكت فارسي زبان كه گستره آن از روم تا چين و ماچين و يه پاتو ورچين بوده ، شاعر زن هم داشته ايم ، مثلا از متقدمين  رابعه و خامسه و لامسه و امثالهم  و از متاخرين فروغ  و پروين و غيره ... پس اينها احتمالا بخاطر حجب و حياي زنانه شان شعري در مورد «معشوق » نگفته اند ، هر چند كه اگر مي خواستند بگويند هم چندان چنگي به دل نمي زد. _ اين مطلب را در پرانتز عرض كنم كه البته فروغ يك مقداري ناپرهيزي دارد و چيزكي از معشوق مورد نظرش گفته است كه به خاطر رعايت ادب سانسور ميشود. _

اگر هم مي خواستند بگويند ، احتمالا در مورد « سبيل از بنا گوش در رفته » و « ابروهاي پاچه بزي » و « ريش مدل نادر شاهي » و ... سخن مي گفتند . اصلا اين چيزها گفتن ندارد

ولي وقتي شاعر مي گويد :

« در نمازم خم ابروي تو با ياد آمد .... »

اين ديگر يك دنيا زيبايي را به ذهن آدم مي آورد . و مشخص است كه گوينده

 مرد است . حالا اگر گوينده يا شاعر زن مي بود ،  مي خواست چه مفهوم

 زيبا شناسي را بيان كند ؟ بگويد   «در نمازم ابروي پاچه بزي تو با ياد آمد »

يا

    « سبيلي داشت يارم چون دم سگ ،

       همي كرده بر او قازور آونگ   »

بگذريم ، همه اينها به كنار ، مي خواستم تا آنجا كه ذهنم ياري كند در مورد

اسامي خاصي كه شعر برايشان گفته شده بررسي كنم .

از پدر بزرگ كه پرسيدم ، بنده خدا از اين شعرهاي كوچه بازاري قديمي

چيزهايي به خاطر داشت . به همين دليل اول از نسخه پدر بزرگ شروع مي كنيم .

 

1- شعله : اسم مونث

در شعر قديمي

« درد من دردي است كه درماني ندارد شعله جان

   عشق من عشقي است كه پاياني ندارد شعله جان

قربون نگاهت شعله جان

چشمون سياهت شعله جان »

 

2 – گلنار :

ترانه قديمي

گلنار گلنار

كجايي كز غمت ناله مي كند عاشق وفادار

گلنار گلنار

كجايي كه بي تو شد دل اسير غم ديده ام گهر بار

 

3 جبيبه :

ترانه بندري

چادر بسر كن حبيبه با مو سفر كن

بريم به بندر حبيبه تا بشي قشنگتر

هل هله ياروم اي عزيز بندر

دوستت ميداروم  اي عزيز بندر

 

ادامه مطلب در روزهاي آينده

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 11:30  توسط عباس یخی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ای یه وبلاگی بود که تنها شروع کردم بعد یونس اومد با هم مطلب می نوشتیم .بعد که یونس رفت پی کارش مو هم بیشتر کشیده شدم طرف طنز .البته اونموقع طنزها همه اش در باره اشتباهات یونس بود . حالا در باره اشتباهات خودم . خو هر کسی تو زندگیش اشتباه میکنه . نمی کنه ؟ فرقش اینه که بعضی ها اشتباهات خودشونه می بینن بعضی ها هم اشتباهات خودشونه نمی بینن. فکر می کنن فقط دیگرون اشتباه میکنن و خودشون از آسمون افتادن اصلا فرشته هستن . اسم وبلاگ هم گذاشتم حرفای بی سر و ته . درست مثل زندگی خودم که معلوم نیست چی به چیه . هر چیزی ممکنه اینجا بنویسم . خوب یا بد بستگی داره به ای که اون روز حالم خوش باشه یا نباشه . اصلا آبادان که از دست رفت دیگه هیچ چی برام مهم نیست .
مو بچه شطم . سبیل هفت خطم .

نوشته های پیشین
آذر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
خالو راشد
خاگينه
چرکنویسهای یک دیوانه
مدار 29 درجه
یک نکته از این معنی
آهنگ دیگر2 (شبانه)
وبلاگ هداک
وبلاگ ترشوک
رضا منصور نژاد
دست دوم
ما يكنفر
وبلاگ بوالفضول الشعرا
وبلاگ مرد رند
سهند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM